انالله و انا الیه راجعون دیروز بعد از نمازظهر جمعه بخش بنت روستای دهان عروسی آقای نبی بخش تبدیل به عزا شد. یازده نفر که از مسیر اصلی کنار کمبان به بخش بنت با کامیونی پر از چوب یا دار،نرسیده به بنت کامیون چهار چرخ میشه که منجر به کشته شدن 2نفر از سرنشینان گردید. به گفته یکی از نجات یا فتگان آقای کریم بخش وزابد زیرکامیون گیر کرده بودند. دیر رسیدن گروه نجات وخارج از محدوده تلفن همراه باعث شد که این دونفر جان خود را از دست بدهند. نماز جناز کریم بخش دیروز بعداز نماز مغرب خوانده شد. آقای زابد هنوز در سردخانه نیکشهر بسر میبرد. و10نفر دیگر دربیمارستان نیکشهر هستند وضعیت این افراد وخیم اعلام شده است. آقای داماد هم دربیمارستان نیکشهر بسر می برند.
خواب بدیدم شبانگاهان درخفا وکیل الرعایا بیامد برفت پیش ملا وتنورچه تناول بنمود..آخر آمدنت بهر چه بود..آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا حالا که مردم رخت بربسته اند چرا؟؟ازغایت اضطراب بیدار گشتم وخدای را شکرها کردم وبامدادان تصدقها کردم واین حال با هیچکس نگفتم.شب دیگر همین خواب بدیدم واین بار چنان مضطرب گشتم که لرزه برتنم افتاد بمثابه ای که اگر مرا بیدارنمی کردندبیم آن بود که به خواب ابدی روم.لیک تورا بایدگفت این مردم چشم انتظار تورا میکشندکه برحصیرهای این مسجدجامع سجده ای کنی ودُر دهان گشایی نه این که درخفا بیایی و درخفا پرده گشایی .لیک ای مردم تعبیر خواب من کنید یا که تعبیر خواب من پیش یوسف ببریدکه امدنش بهر چه بود.وازاحوال همه بزرگان وخواص خبردارندودرآخرتوبایددانی هنوز بنت ما بنت است وهرکه ازخدمتکاران خدمتی کندبایدکه دروقت نواختی یابد وثمرت آن بدو رسدوآن تقصیری کند بی ضرورتی وسهوی آن کس را به اندازه گناه مالشی دهند تاخدمت بندگان برخدمت زیادت گردد وبیم گناه کاران بیشتر شود...لیک تعبیر خواب مرا ازیاد نبرید...
خدایا !
خدايا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان ، اضطرابهای بزرگ، غمهای ارجمند و حيرتهای عظيم را به روحم عطا کن . لذت ها را به بندگان حقيرت بخش و دردهای عزيز را بر جانم ريز . خدايا به من توفيق تلاش در شکست ، صبر در نااميدی ، رفتن بی هموار، جهاد بی سلاح ، کار بی پاداش ، فداکاری در سکوت ، دين بی دنيا، مذهب بی عـوام، عـظمت بی نام، خدمت بی منان، ايمان بی ريا، تنهایی در انبوه جمعيت و دولت . داشتن بی آنکه دوستم بدارند ، عطا کن